تبليغاتX
................973................. -
 
 
 

 

پک می زنم

خودم را

وتوی صورت گنجشگ ها

درخت ها

وشهر

دود پس می دهم..

پیاده روها بیراهه می روند

و عابرین پیاده را

به جاهایی که نباید

می رسانند

 

پس می زنم

تو را

از ذهن ام

از خیال یک سقف

که بالای سر ما باشد

و چتری در باران...

 

پس می زنم

تو را

با چشم هایت

که آرامش آنها

ابتدای نا آرامی است

 

به قعر برمی گردم

به جهانی که تو را

از کانون آن برداشته اند

به جهانی که روزشمارها

بی امید دیدارت

ورق می خورد....  

  نوشته شده در  87/08/19ساعت 18  توسط آرزونوری.ی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM