|
چای تلخ
|
||
آن سوی این خطوط بلند
بلند نامعلوم
سرفه ای است
صدای گرفتۀ مردی
که «دوست دارم ات»
بغض می کنم
«لطفا بخند»
می خندم
«مواظب خودت باش»
-هستم
«به دیدن ام بیا»
-می آیم
آنسوی این خطوط بلند
بلند نامعلوم
سرفه ای است
صدای گرفتۀ مردی
که دوست دارم اش...tibi
|
|
