تبليغاتX
چای تلخ
 
چای تلخ
 
 
 

 

 

 

 

 

جهان را اندازه می کنم

با قدم هایم

چهارده

  سیزده

      دوازده

            …

از این جا

تا آن جا

فاصله ای

که به تو ختم می شود

و نگاه ام

به سمت تو می آید

خودت را عقب می کشی

جهان ام بزرگ تر می شود

به اندازه چند قدم

که دلتنگتر می شوم

دورتر می شوم.

 |+| نوشته شده در  ساعت 0  توسط آرزونوری.ی  | 
 

 

 

 

جهانی در من است

ومن...

درجهانی

تنها(!)

امتدادکدام خیابان

مارا به هم می رسا ند؟

 |+| نوشته شده در  ساعت 0  توسط آرزونوری.ی  | 

 

 

از پلک هایم

آویزان می شود

شبی که بی تو گذشت

بیدار خواب ها

پروخالی ام می کنند

درامتداد خطی مستقیم

وودکا

با طعم تردش

تاب می خورد

توی ذهنم

داغ می کنم

دست ام را

نه

پشت دست ام

از این به بعد

دوست ات ندارم   
 |+| نوشته شده در  ساعت 0  توسط آرزونوری.ی  | 

 

 

آن سوی این خطوط بلند

بلند نامعلوم

سرفه ای است

صدای گرفتۀ مردی

که «دوست دارم ات»

بغض می کنم

«لطفا بخند»

می خندم

«مواظب خودت باش»

-هستم

«به دیدن ام بیا»

-می آیم

 

آنسوی این خطوط بلند

بلند نامعلوم

سرفه ای است

صدای گرفتۀ مردی

که دوست دارم اش...tibi

 |+| نوشته شده در  ساعت 0  توسط آرزونوری.ی  | 

 

توی حلق ام

چوبه های دار

آویزان مانده اند

تصمیم گرفته ام بمیرم

یکراست

میدان کاج

بلوار دریا

خودم را

دار بزنم

با چه بهانه ای بمانم

تو را از من گرفته اند

بیرون از من

اقیانوس

نه به آب ها راه دارد

نه به خشکی ها.

 |+| نوشته شده در  ساعت 0  توسط آرزونوری.ی  | 

 

 

باران که می آید

 

بالا

 

ستاره می کارد

 

پایین

 

درخت

 

 |+| نوشته شده در  ساعت 0  توسط آرزونوری.ی  | 
 

چگونه دورت بگردم

وقتی از مدار تو

بیرون افتاده ام!

 |+| نوشته شده در  ساعت 0  توسط آرزونوری.ی  | 
 

فریب خورده ام

اینک یک زن ام

حفره ای

که رویای تمام مردها

به آن ختم می شود

 |+| نوشته شده در  ساعت 0  توسط آرزونوری.ی  | 

دست ودلم

به کاری نمی رود !

از لبان تردت

بوسه ای می خواهم

مرگ!

 |+| نوشته شده در  ساعت 19  توسط آرزونوری.ی  | 
 
  بالا